افتخارمه... (پست ثابت)

می گویند:
عشق خدا
به همه یکسانست
ولی من می گویم:
مرا بیشتر از همه
دوست دارد
وگرنه
به همه
یکی مثل تو می داد

زمستان...
یک تو میخواهد...
یک تو که دستانش را بشود...
بی هیچ دلهرهای گرفت...
یک تو که بشود
این خیابانهای یخ زده را
گرم قدم زد

دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کند...
حال یک دیوانه را ، دیوانه بهتر می کند...
کسی که تورو خیلی دوست داره؛
ممکنه هر روز
بی دلیل باهات
جنگ و دعوا داشته باشه
اما هر موقع تو ناراحت باشی
اون ادم
برای تموم کردن ناراحتیت
با کل دنیا میجنگه ...

عاشقی در ره معشوق جگر میخواهد
حلقه در گوش شدن هوش دگر میخواهد
باید از طرز نظر کردن دلبر فهمید
که گهی بنده ز ارباب تشر میخواهد
عشق بی طاعت معشوق به جایی نرسد
یار دلدار شدن هدیه ی سر میخواهد
به ابی انت و امی نتوان آسان گفت
که رهایی ز خود ایثار دگر میخواهد
مشو گمراه که بیهوده زُهیرت نکنند
حر شدن عاشقی روز خطر میخواهد
لیتنی کنت معک را به زبان گفتن نیست
شب بیداردلان صبح ظفر میخواهد
حیف آنان که نسنجیده سخن میگویند
عشق را بی خبرانند،خبر میخواهد
#اللهم_الرزقنا_شهادة


محسن جان سلام !
نمیدانم چرا این آخرین عکست برایم روضه مصور شده است هرکار میکنم این تصویر از ذهنم بیرون نمی رود…
آن دود و آن چادر سفید در پس زمینه عکس ، دلم را به عصر عاشورا و روضه غارت خیمه ها می برد
چقدر خنجر این تکفیری بر روی بازوی راستت و آن دستار سرخ و آن چهره کریه اش مرا به یاد شمر می اندازد ….
اگر جویای احوالات هم ولایتی هایت باشی عرض کنم وقتی اسیر شدی هیچ کس برایت هشتک FREE_MOHSEN را ترند نکرد اما تو به دل نگیر راستش را بخواهی اصلا کسی خبر نداشت که تو صد ها کیلومتر آن طرف تر، داری برایشان می جنگی...
همان روز که اسیر شدی در تهران مراسم تحلیف بود، فدریکا موگرینی هم آمده بود همان که هر وقت تکفیریها در جبهه نبرد در بن بست می افتادند تقاضای مذاکره می کرد و برایشان زمان می خرید و نجاتشان می داد...
نمیدانم شاید همان داعشی که پشتت ایستاده و سر از تنت جدا کرد یکی از آنها باشد!
محسن جان باورت نمی شود همان روز که اسیر شدی برخی نمایندگان مجلس دور کعبه موگرینی می چرخیدند...
راستی گفتم اسارت ، یکیشان سالها پیش در اسارت خطاب به یک خبرنگار زن هندی گفته بود :
ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است
ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
باید میدیدی چطور گل از گلش شکفته بود و سعی داشت یک موگرینی کوچک را در دستگاه تلفن همراهش به اسارت در بیاورد تا بعدش بادی به غبغب بیاندازد و به همه بگوید بخدا این عکس را خودم با همین گوشی گرفته ام و اِلا هرچه فکر میکنم دلیل دیگری نمیبینم چون اینترنت پر از عکس های خواهر فدریکا است! بنده خدا هرچه دست تکان می داد موگرینی نگاهش نمی کرد...
آن یکی شان بر روی میز به پشت دراز کشیده بود تا خودش هم در عکس سلفی باشد و آن دیگری که لباس پیامبر به تن داشت یک دست به گوشی و با دستی دیگر تسبیح می چرخاند!
گفتم سِلفی! شنیده ام داعشی ها پس از دو روز اسارت سر از تنت جدا کردند و با سر بریده ات سلفی گرفتند...
راستش را بخواهی حالا که گفتم “سر بریده ” بگذار اعتراف کنم هیچ چیزی در آخرین عکست به اندازه رگ های ورم کرده گلویت دلم را آتش نزد !

آخر خوش انصاف چرا همه چیز تو شبیه روضه است،
محسن به کودک سه ساله ات چه بگوییم ؟…
بگوییم پدرت رفت با سَلَفی ها بجنگد، تا اینجا عده ای در امنیت با حامیان قاتل پدرت، سِلفی بگیرند.







اخرین دست نوشته شهید محسن حججی

#شادی روحش صلوات 
بزرگ شديم و فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت، آنطور كه مادر گفته بود!
بزرگ شدیم و فهمیدیم که پدر همیشه با دستان پر باز نخواهد گشت آنطور که مادر گفته بود.
بزرگ شديم و فهميديم چيزهايی ترسناك تر از تاريكی هم هست...
بزرگ شديم...
به اندازه ای كه فهميديم پشت هر خنده ی مادر هزار گريه بود!
و پشت هر ........................................
بزرگ شديم و يافتيم كه مشكلاتمون ديگر در حد يك شكلات، يك لباس يا كيف نيست...
و اين كه ديگر دستهايمان را برای عبور از جاده نخواهند گرفت و يا حتی برای عبور از پيج و خم های زندگی!!!
بزرگ شديم و فهميديم كه اين تنها ما نبوديم كه بزرگ شديم، بلكه والدين ماهم همراه با ما بزرگ شده اند و چيزی نمانده كه بروند!
و يا هم اكنون رفته اند...
خيلي بزرگ شديم وقتی فهميديم سخت گيري مادر عشق بود
غضبش عشق بود
و تنبيه اش عشق...
خيلی بزرگ شديم وقتی فهميديم پشت لبخند پدر خميدگی قامت اوست!
و خیلی بزرگتر شدیم تا فهمیدیم زیباتر از لبخند پدر، انحنای قامت اوست!
عجيب دنيايی ست
و عجيب تر از دنيا چيست و چه كوتاه ست عمر
معذرت مي خواهم فيثاغورث!
پدر سخت ترين معادلات ست!
معذرت مي خواهم نيوتن!
راز جاذبه، مادر است!
معذرت مي خواهم اديسون!
اولين چراغهای زندگی ما، پدرو مادر هستند...
یک نفر هست که گم کرده دلش را اینجا 
به خودش پس بده بی زحمت اگر دست شماست 






پای بندم به آن بندی که بر پای دلم بندی ... 







صد بار دلم گفت
بگو میخواهیش 
ای بر پدر شرم
و حیایم صلوات







عشق علوی و حب حب فاطمی میخواهم 
من خطبه ای از سید علی میخواهم 
بنویسید به تقدیر همه خوشبختی
یار مهدوی را ز خدا میخواهم 







چه عشقی بشی این زندگی
به جای طلا برا نشون ...
انگشتر عقیق با نوشته #یا زهرا و #یا علی







طوفان بشود زل بزنم . وای نگاهت بکنم
طوری عاشق شده باشم که .... دعایت بکنم
مست مست از می ناب و قدحی در دستم
جان شیرین و دو فرهاد و سه مجنون ...
به فدایت بکنم ؟؟؟

در حس و حال خوب دعا دوست دارمت
اقرارمیکنم که تورا دوست دارمت
با آن که محرمی در حریم دل ولی
با حفظ خط فاصله ها دوست دارمت


دانشگاه انتظار بعد از 1200سال همچنان دانشجو می پذیرد ,
متاسفانه این دانشگاه
هنوز 313 فارغ التحصیل هم نداشته است ,
این دانشگاه در تمام شبانه روز از شما آزمون
به عمل می آورد .
مدارک لازم برای ثبت نام :
1. نماز اول وقت
2 . ولایت مداری
3 . دائم الوضو بودن
4 . دلی پر از ثواب و قلبی آکنده ازیاد خدا داشتن
به امید قبولی همه ی ما در این دانشگاه
![]()
تسبیح دلم با نگهت دانه به دانه
صد بار به هم ریخت ولی باز تو را خواست
#فقط تو
.پا بہ پایت تا تہ ایڹ جاده مےآیم نترس
ایڹ منم عاشقتریڹ دلداده مےآیم نترس
در مسیرِ عشق از آیینہ هم صادق ترم
ساده بودم ساده هستم ساده مےآیم نترس

مــن حـیـدری و تــو فــاطـمی
در دل مــا حـب ولــی 💕
کــاش روزی بــشود عــاقـد مــا سـید عـلی ❤️
مــن ازخــداكــه تــوراآفريـــدممنونم

هر ادمي در زندگي بايد كسي رو داشته باشد
كه حس كنه با نبودنش دنياش خراب ميشه
اگر در طول زندگي همچين كسي رو پيدا نكردي ،
بدون اصلا زندگي نكردي
فقط عمرتو هدر دادی
"استاد الهي قمشه اي"

ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻫﻢ ﻧﮕﻔﺘﻢ : ﺑﺎﺑﺎ ! ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﭘﯿﺸﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﮐﺎﻓﯿﻪ... ﺑﺎﺑﺎ ! ﺑﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻡ ﻭ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ داشته باشم ﺑﻬﺶ ﻧﻖ ﺯﺩﻡ ! ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯﺵ ﻧﭙﺮﺳﯿﺪﻡ : ﺑﺎﺑﺎ ! ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ؟؟؟
ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩیم ﺍﺯمون ﻣﯿﭙــﺮﺳﯿﺪﻥ : ﺑــﺎﺑــﺎﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻣـﺎﻣــﺎﻧﺘﻮ؟ ! میگفتیم : ﻫﺮ ﺩﻭﺗﺎﺷﻮﻧﻮ !! ﺍﺻﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺘﻦ ﻧﻪ ! ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ !!! ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﺪﻭﻣﻪ؟؟؟ ما ﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﺮﻡ ﻭ ﺯﯾﺮ ﻟﺒﯽ میگفتیم : ﻣﺎﻣﺎﻧــﻮ !!! ﺑﯿــﭽﺎﺭﻩ ﭘﺪﺭ ! ﻟﺒــﺨﻨﺪ تلخی ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ... ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ﺟﻠــﻮﯼ ﻫﻤﻪ !!! ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﻔﻬــﻤﯿﻢ ﭘــﺪﺭ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺖ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﻴﺸﺪ ﺗــﺎ ﺯﻥ ﻭ بچش ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷــﻦ ... ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺑﺎﺵ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﻢ.
ﭘﺴﺮﯼ ﭘﺪﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ ... ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ..
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ ﺑﺎ ديده ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﻣﺮﺩﭘﯿﺮ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ، ﻭ ﭘﺴﺮ ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان پدر میگذاشت ...
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ پدر ﻏﺬﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﭘﺴﺮ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ، ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﺯﺩ ﻭ ﻋﯿﻨﮏﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ...
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ ﺑﺎ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺑﺴﻮﯼ ﻫﺮ ﺩﻭ آنان ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ!!
ﭘﺴﺮ ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭘﺪﺭ ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ.
ﺩﺭ این هنگام ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:
ﭘﺴﺮ... ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمیکنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ باقی ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!
ﭘﺴﺮ ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر ﺟﻨﺎﺏ...فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ باقی گذاشته باشم!
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ : خیر ﭘﺴﺮم. اشتباه میکنی. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!
پسر با تعجب پرسید: چه چیز را؟! . آن مرد پیر گفت: تو ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﺴﺮﺍﻥ... ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﭘﺪﺭﺍﻥ باقی گذاشته ای...
و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!!
کاش سوره ای به نام "پدر" بود که این گونه آغاز میشد:
قسم بر پینه ی دستانت، که بوی نان میدهد و قسم بر چشمان همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
و قسم بر غربتت،
وقتی هیچ بهشتی زیر پایت نیست ...😔
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻫﺮﭼﯽ ﺳﺎﻻﺭﻩ ﻫﺮﭼﯽ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻨﺎمه ﭘـــــــﺪﺭ
زنده باد همه ی پدران در قید حیات و شاد باد روح تمامی پدران عزیز سفر کرده..
به افتخار بابام پخش کردم...به افتخار بابات پخش کن



بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
نام من چادر است ..نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است..
روزگارم بد است و از همه شما دلگیرم..
شما از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکردید ، هیچ وقت یادم نمیرود،...از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم وقتی زمین خورد ، خاکی شدم...وقتی سیلی خورد ، در صورتش بودم ،وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد، خونی شدم... خوب میدانم چه دردی کشید تا من را برای شما به ارث گذارد،و شما با من چکار کردید...شما کار را به جایی رساندید که میخواهند من و مرا با زور بگیر و ببرند به دیگران غالب کنند و من خوب میدانم چرا کارم به اینجا کشیده شده . ...
از شماست که برماست..
شنیدم که میگفتید اگر میخواهی کسی را خراب کنی از او بد دفاع کن و شما با من همین کار را کردید،اگر شمایی که خود را وارثان من میدانید درست رفتار میکردید و حرمتم را حفظ میکردید وضعیت من اینگونه نبود...
عده مرا تبدیل به استتاری برای گناهانتان کردید تا بگویند فلانی زیر چادر هر کاری میکند و باعث شدید قداستم کمرنگ شود...
مرا وسیله تکبر و فخر فروشی و خود برتر بینی کردید ...
مرا تبدیل به شنلی کردید تا در میان سیاهی من، رنگی بودن کفش و جوراب ها و مانتوهای رنگارنگتان بیشتر جلوه کند..
عده ای مرا به تمسخر گرفتید و از میان من دست های عریان و موهایتان را بیرون گذاشتید....
مرا به هر جایی بردید..از شانه به شانه ی نامحرم در تاکسی و دانشگاه و میان پسر ها تا کافی شاپ و محیط های فاسدتر...
هنر پیشه هایتان مرا فقط برای فیلم بازی کردن خواستند و شما هم با من فیلم بازی کردید تا در نقش دختری معصوم باشید...
به من تهمت بیماری و نفرس زدند...به سیاهی رنگم ایراد گرفتند ...و شما سعی کردید مرا عوض کنید!!
عده ای از شما در کمال بی شرمی به من مدل دادید،تقصیر خودتان را گردن من انداختید و شکل مرا عوض کردید تا مثلا محبوب تر شوم...مرا تبدیل به مانتوهای براق و لبنانی و ملی و اندامی کردید ..شما به میراث فرهنگیتان دست نمیزنید و آن را تغییر نمیدهید اما در من که میراثی گرانبهاتر بودم دست بردید و هویتم را از من گرفتید ...
به من خیانت کردید و من را که قرار بود جلوی زینت ها را بگیرم تبدیل به زینت کردید ،از زیر من روسری های رنگارنگ بیرون زدید و یادتان رفت برای چه چیز آمده ام و اگر قرار بود زیبا باشم زیبا به شما میرسیدم....
شکایت شما را خواهم کرد...به شما توصیه میکنم به جای عوض کردن و مدل دادن به من خودتان را عوض کنید ،به جای اینکه مرا به شوی لباس بکشانید نگاهی به خودتان بیندازید شاید ایراد از خودتان باشد...

من مینویسم
ازعشـــــق بین زوج های مذهبی....:
مینویسم
از محبت هایی که اساسش عشق به خداست...:
غفلت از من بچه مذهبی هست ...🙄
که نگذاشتم دیده شوم....:
:کسی عشق های آسمانی ما را ندیده....:
:مینویسم
تا بدانند عشق اصلی:
مال ما بچه مذهبی هاست ..:
نه آن عشق های پوچ خیابانی




به پسران سرزمینم
پسرک دل به چه بستی
که سرراه نشستی
روز وشب درهمه جا درپی حوای خودهستی؟
به گمانت که بهشت است خیابان همین شهر
واین دخترکان،هوری فردای توهستند
پسرک دل به چه بستی؟
به همین صورت زیبا؟
که تمامش ب دوصد رنگ و لعاب است؟
به نگاهی که پرازهرزگی ومثل سراب است؟؟
به صدایی که شود نازک ودلبر
که برد دل زتو وعقل و حواست
پسرک دل به چه بستی؟
به همین مانتوی رنگی؟
که نشان میدهد اندام نگارت؟
نه فقط توهمه ی مردم این شهر
توانندتماشاگرمجانی زیبای توباشد
دل به آن صورتکی بستی و ای کاش بدانی، سرراهش،
چشمک و ناز وادایش
شده ارزانی هرکس
پسرک این تن زیبا
که به آسانی یک آن
به توگویدنفس و جان
باقد وچهره ی زیباتروبهترکه ببیند
برودسوی دگردلبروجانان
پسرک دل به چه بستی؟؟
به لبی،خنده ای ونازصدایی
نه عزیزم
این همه جلوه که پخش است
کف کوی خیابان
به ریالی به پشیزی نه به والله نیرزد
توگمان میکنی آرامش توبسته به اوشد؟
به لبش،عشوه ونازش
به تن آرایی وسازش
به لباسش
به صدایش؟؟؟
نه پسرجان
که تونه کل جهان عقل اگرکارببندند،
بدانندکه آرامش این جان
همه درقیدعفافست♡
همه دربندحیاوشرف وغیرت مرداست
پسرجان
چهره ی ماه نشان
بعدکمی میشود عادی
نه به صورت،که به سیرت
دل خودبسته به اوکن
به حیایش،به عفافش
سادگی شرم وحیایش
همسرخوب،زن خوب،دل ودلبرک خوب،
اختصاصیست،فقط تو
که نه بهرهمه و مردم این شهر
عشوه و دلبری اومنحصرمال توباشد
نه که همسایه وفامیل وپسرهای خیابان
پسرک دل به کسی ببندکه دربندعفاف است
که درکل جهان ارزش اوحجب وحیااست.

عاشق آن نیست که یک دل به صد یار دهد ...
عاشق آن است که صد دل به یک یار دهد
عشــق را خـواهی بسنجــی
عهــد و ایمانــش بـسنــج
او که پای دین خود جان میدهد
عاشـــق تر است
لذت برام یعنی، عبد علی باشه
همسفرم تحت، امر ولی باشه
یعنی همین رهبر،تاج سرش باشه
تو خونمون عکس، سید علی باشه





#من حجاب را دوست دارم





لبخند جذاب شما بسیار گیراست
در دام می اندازیم نا عادلانه
ته ریش و پیراهن سفید یقه بسته 
یعنی همان معیار های شاعرانه 





من دختر مغرور. و مسلمانم و هر روز 
جنگیست میان من و این شوق و تمنا 
یک سمت تو . و عشق و پریشانی هرشب 
یک سمت حیای من و این چادر و تقوا 

از پشت تریبون دلم عشق چنین گفت 
محبوب تو زیباست ملیح است نجیب است 
اعضای وجودم همه فریاد کشیدند
احسنت . صحیح است 
صحیح است . صحیح است

لاحول و لا ........ دلم تو را می خواهد
با حول و ولا ........ دلم تو را می خواهد 
آقا اگر آب دستت داری بگذار
و بیا دلم تو را می خواهد 

گویند چرا تو دل به ایشان دادی 
والله که من ندادم ایشان بردند

کاش پای دل من هم به نوایی برسد
اربعینی . حرمی. کرب و بلایی برسد
آری آقا تر از آنی تو که راهم ندهی
دارم امید که از دوست ندایی برسد
#کربلایم آرزوست
اصلا گروه خونی من خاک کربلاست
من به غیر از تو به کسی خون نمیدهم
حسین


لیلی ترین لیلای این شهرم
مجنون ترین مرد جهانم باش
گفتی که من ماه تو هستم .نه ؟!
پس پیش از این ها آسمانم باش

آشوب جهان و جنگ دنیا به کنار 
بحران ندیدن تو را من چه کنم .....
عاشق ترت هستم زمانی که 
حتی شده یک تار مویم را 
که سر زده از روسری ...
آرام با دست خود بپوشانی ... 
چادرت هدیه زهراست حواست باشد 
هرکسی لایق این پوشش زهرایی نیست 
آنقدر مذهبی و مومن وبا تقوایی 
شعر در وصف تو باشد غزل آیینی است





زیبایی (چادرمشکی ام ) را ترجیح میدهم 
به همه ی برند های دنیا 
کدام برند واسمی با اعتبار تر است 
از نام (مادرمان حضرت زهرا)




غیرتش دارد مرا هر لحظه عاشق می کند 
لحن او آخر مرا یک تخس سرتق می کند

دست هایت که مال من باشد
هیچ کس مرا دست کم نخواهد گرفت
بله اینجوریاس ...

رفتن به هیئت با شما یعنی که بنده
اجر دعا های قنوتم را گرفتم

حسین جان ...
چند سالی است که پشت سر هم پی در پی
پشت کنکوری بین الحرمینم ....
آقا من چه میدانم چه طعمی دارد اما گفته اند
آی میچسبد نسیم صبحگاه کربلا ...
آخ کربلا دلتنگتم

ای کاش تا اخر همیشه با خدا باشیم..
در یک شب خلوت دوتایی کربلا باشیم..

چهره نورانیت با خنده دلبر می شود
گونه هایت در میان ریش ولله محشر میشود
هیچ می دانی که وقتی تو صدایم میزنی ....
حال من از هر چه آدم هست بهتر میشود ؟؟

فدای ریش خوجملتون آقایی 

اینکه میگویم دمادم مذهبی ها عاشق ترند 
با دلیل میگویم که آنها واقعا عاشق ترند
هر که الگویش مولا علی و فاطمه است
بریقین هم میتوان گفت که آنها عاشق ترند

سلام دوستان من یه کانال تلگرامی هم زدم خوشحال میشم اگه دیدن کنید
یه کانال برای عاشقانه هایی حلال
کی گفته ما مذهبی ها عاشقی بلد نیستیم
اتفاقا بر خلاف فکر مردم مذهبی ها عاشق ترند




dokhtaraneasmane@
عاشقانه های آسمانی

گر دلم را برده ای با ریش مشکی ات ولی
من دلت را برده ام با چادر زهرایی ام
